
خواهم كه شوم معتكف كوي محمد
بر ديده نهم تربت خوشبوي محمد
اي اهل نظر كن نظر از روي حقيقت
تا آنكه ببيني همه جا روي محمد
در دير و حرم رفتم و ديدم كه به صد ناز
در گوش رسد بانگ هياهوي محمد
در عالم توحيد به تحقيق نديدم
مردي به يد و خلق خوش و خوي محمد
نام شريف پيامبر آخر الزمان حضرت محمد بن عبدالله است علامه مجلسي فرمود:علماي اماميه اجماع دارند كه پدر و مادر حضرت رسول (ص)و همه نياكان آن حضرت تا آدم (ع)،همه مسلمان بوده اند و نور آن حضرت در پشت و رحم مشركي قرار نگرفته و شك و ترديدي درنسب آن حضرت و پدران و مادران آن حضرت نبوده است و احاديث زيادي از شيعه و سني بر اين عبارتها دلالت دارد.
پدر آن بزرگوار:
وقتي عبدالله متولد شد،نور نبوي (ص) از پيشاني او ساطع گشت و روز تا روز همي باليد تا راه رفتن و سخن گفتن آغاز كرد.روزي به خدمت پدرعرض كرد:هرگاه من جانب بطحاء و كوه ثبير مي روم نوري از پشت من ساطع شده و دو نيمه مي گردد. يك نيمه به جانب شرق مي رود و نيمه ي ديگر به جانب غرب كشيده مي شود.آنگاه سر به هم گذاشته و دايره مي گردد.پس از آن مانند ابر پاره اي برسر من سايه گسترده و از آن پس درهاي آسمان گشوده مي شود و آن نور به فلك رفته و دوباره بر پشت من جاي مي گيرد.عبدالمطلب فرمود:اي فرزند تو را بشارت باد،مرا اميد آن است كه پيامبر آخر الزمان از پشت تو پديدار شود.
تولد آن حضرت و پيامدهاي آن:
ولادت آن حضرت د رمكه و روزجمعه نزديك طلوع صبح بوده است،در سالي كه اصحاب فيل براي خراب كردن خانه خدا آمده بودند كه سرانجام با سنگهاي جهنمي مجازات شدند. ازحضرت صادق روايت شده است:
ابليس به هفت آسمان بالا مي رفت و اخبار آسماني را مي شنيد.وقتي حضرت عيسي متولد شد او را از سه آسمان منع كردند و چون حضرت رسول (ص)متولد شد،او را از همه آسمانها راندند و شياطين را به تيرهاي شهاب از درهاي آسمانها راندند.صبح آن روز كه حضرت متولد شد،هر بتي كه در هر جاي عالم بود،افتاد و شكست و ايوان كسري كاخ پادشاه عجم لرزيد و 14 كنگره ي آن افتاد،درياچه ي ساوه كه سالها آن را مي پرستيدند خشك شد،آتشكده فارس كه هزار سال خاموش نشده بود در آن شب خاموش شد.و.............
آمنه مادر آن حضرت گفت:والله كه چون پسرم به زمين رسيد،دستها را بزمين نهاد و سر بسوي آسمان بلند كرد و به اطراف نظر كرد.سپس از او نوري ساطع شد كه همه چيز را روشن كرد و به سبب آن نور قصرهاي شام را ديدم و در ميان آن روشني ،صدايي را شنيدم كه مي گفت:بهترين مردم را به دنيا آوردي او را محمد نام گذار.
دوران شير خوارگي و كودكي :
ازامام صادق (ع) روايت شده است:چون آن حضرت متولد شد براي آن حضرت شيري در پستان مادر بوجود نيامد كه ميل نمايد، پس ابو طالب آن حضرت را بر سینه ی خود مي گرفت و حق تعالي در آن شيري جريان ساخت كه چند روز از آن شير ميل نمود تا آنكه ابو طالب حليمه سعديه را به دايگي انتخاب نمود و حضرت را به او تسليم نمود.
در نهج البلاغه از حضرت امير المومنين منقول است:حق تعالي بزرگترين فرشته خود را با حضرت همراه كرد تا شب و روز مراقب او باشد و او را بر مكارم آداب و محاسن اخلاق تربيت نمايد.
شمايل ظاهري و معنوي آن حضرت:
روي او مانند شب چهارده مي درخشيدو قدش متوسط بود و زياد بلند نبود ،سر مباركش بزرگ بود و موي سرش اكثر اوقات از نرمه گوش نمي گذشت و اگر بلند تر مي شد ميانش را مي شكافت و بر دو طرف سر مي افكند.پيشاني اش گشاده و ابرويش باريك و كشيده بود.رگي در ميان پيشانيش بود كه هنگام خشم برجسته مي شد.بيني آن جناب باريك و كشيده بود و ميان آن برآمدگي داشت.محاسن شريفش انبوه و انگشتانش كشيده و بلند بود.با تاني و وقار راه مي رفت. براي ديدن با گوشه ي چشم نظر نمي كرد بلكه باتمام بدن مي گشت .نظرش بيشتر روي زمين بود و هركسي را مي ديد سلام مي كرد.
از حضرت صادق (ع)روايت شده است:حضرت رسول هرروز360 مرتبه( به تعداد رگهاي بدن) مي فرمود:الحمدلله العالمين كثيرا علي كل حال_خداوند دوعالم را بيشتر از هر حالتي حمد و سپاس باد_.روزي 70 مرتبه استغفر الله و 70 مرتبه اتوب اليه مي گفت.
معجزات پيامبر:
ابن شهر آشوب نقل كرده :معجزات آن حضرت 4440 عدد بوده كه 3000 تا از آن ذكر شده است:
شق القمر/برگرداندن خورشيد/نزول باران/سلام كردن سنگ و درخت بر آن حضرت/تسبيح سنگريزه در دست آن حضرت/شمشير شدن چوب براي عكاشه (يكي از ياران)درجنگ بدر/تكلم كردن گوسفند آل ذريح و دعوت نمودن مردم به نبوت/حرف زدن كودكان شيرخواره با آن حضرت/خوب شدن دردچشم امير المومنين به بركت آب دهان مبارك آن حضرت/سير كردن چندين هزار نفر با چند دانه خرما/مسلط شدن بر شياطين وجنيان و....

التماس دعا
منابع:کافی ج اول.ص۴۴۸/نهج البلاغه خطبه۱۹۲/بحارالانوار.ج۱۶.ص۲۱۹//کافی.ج۲.ص۵۰۳/کافی.ج۲.ص۵۰۴/بحارالانوار.ج۱۶.ص۲۳۲


